لنز - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارملنزبه نام خداساعتِ نوزده و سی پنج دقیقه استودیوانفجار آمد از آسمانِ بی‌خبرپشتِ پنجره‌هایِ لرزانِ ولیعصرخونِ ملت با تُنِ خبر قاطی شدرویِ کاغذهایِ سفیدِ تحریریهکلمات، جا ماندند وسطِ جمله:مردم! اینجا...و صدا رفت تویِ سیم‌هایِ برقسقفِ ساختمانِ فرو ریختزیرِ آوار، دستِ گرمی بود هنوزانگشتانش چس...
وفا - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارموفابه نام خدا...گفت: زندگی،"مطالعه‌ای مقطعی" نیست که طی چند...بدون شنیدن و تحلیل همه ی موارد، قضاوتت کرده و با یک بهانه، فرار را بر قرار ترجیح دهد! بفهم، برای دک کردنت"خیالپرداز و متوهم" خطابت کرد، محبت های مدت دارش را! قطع کرده و همه چیز را تکذیب کرد، می دانی؛ او خودش را از تو پنهان کرد...
حقیقتِ جاودان - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارمحقیقتِ جاودانبه نام خدادرست در آن لحظه‌ای که خاک و آسمان به هم دوخته می‌شوند، حر ایستاده است.نه آن‌سوی خطِ سرخِ خیام و نه این‌سوی سپاهِ بی‌کران، در میانه‌ی میدانِ حیرت، جایی که باد، شن‌های تیز را مثل تسبیحِ گمشده‎‌ای میان انگشتانش می‌چرخاند... اسبش نفس‌زنان، سمِ شکسته‌اش را بر زمین می‌کو...
وعده ی الهی - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارموعده ی الهیبه نام خداگاهی در زندگی آن‌قدر در تنگنا قرار می‌گیریم که راهی پیشِ چشم‌مان نمی‌ماند؛دل‌مان پر از دلهره است، فکرمان خسته، و امیدمان کم‌رنگ…اما درست در همین لحظه‌های بی‌پناهی، خدایی هست که وعده داده:" اگر دل به او بسپاری، اگر تقوا پیشه کنی،برای تو راهی می‌گشاید از جایی که حتی تص...
تکرارِ غریبانه ی روزها - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارمتکرارِ غریبانه ی روزهابه نام خداآنه ی عزیزمگاهی در این شلوغیِ دنیا، پشتِ پنجره می‌ایستم و به ابرها خیره می‌شوم... انگار تو را می‌بینم که با آن دامنِ قهوه ای، در جنگلِ اَونلی می‌دوی؛ موهایِ آتِشینت زیرِ آفتابِ جزیره می‌درخشد و صدایِ خنده‌ات با باد می‌آمیزد. امروز دلم هوایت را کرده، دلم هو...
ماه ربیع الاول - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارمماه ربیع الاولبه نام خداپایان کاروان دل‌هادو ماه گذشت. دو ماه که آسمان دلم، بیشتر از همیشه به زمین نزدیک بود. دو ماه که نفس‌هایم با نوحه‌ها هماهنگ شد و قلب‌م، تپیدن را از سینه‌ی کربلا یاد گرفت.امشب، محرم و صفر، مهمان‌های عزیزِ لحظه‌هایم، بار سفر بسته‌اند.اما، مگر می‌شود رفتنِ آنان را پای...
ماه گرفتگی‌ - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارمماه گرفتگی‌به نام خدازمین سجاده‌ای به وسعت کهکشان پهن کرده...امشب، آسمان معبد است و ستاره‌ها، مهره های نورانی بر فرشی از مخمل تاریک.در سکوتی که شکوه دارد، پرده‌ای از آیه، آرام بر چهره ی ماه کشیده می‌شود. این یک خسوف نیست؛ یک مناجات کیهانی است.خداوندِ توانا، قلموی نورش را برای ساعاتی در ظ...
اجبار - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارماجباربه نام خدااجبارِ نرم اجبار! بارانی نیست که ناگهان ببارد. اجبار، رطوبتی است که آرام و بی‌صدا در دیوارهای وجودت نفوذ می‌کند، تا روزی که ببینی تمام نمایی که می‌بینی، از جنس آن است.اجبار، وادار کردن تو به راه رفتن روی خطوط موازی زندگی نیست! اجبار، این است که خودت، برای خودت،!!خطوطی بکشی...
خیانت - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:20
#آرامشاشعارمخیانتبه نام خدا(درود بر استاد انوشه) بیان شون باید همیشه و همیشه گوش داد، به خاطر سپرد ! و با طلا نوشت و همه جا! آویخت:"به خاطر بسپارید اگر درست بعد از جدایی، دیدی کسی به جای تو نشست؛ بدون که اون مدت ها قبل_مدت ها قبل همونجا بوده!! حالا جالب اینه که؛ بعضیا قبل از اینکه برن: نقشه دارن؛ با...
دخترم - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا شخصیت ِاستاد درونم،صبح زود قهوه به دست سر از بیمارستان در آورده و بارها مسیر بخش تا معاونت را طی کرده و از سر شوق و ذوق تدریس به جای راه رفتن پرواز می کند!صبحانه نخورده هی لیوانش پر از قهوه می شود هی تدریس می کند... و...اماشخصیت مادر ِ درونم، مسیر بخش تا معاونت را با اندیشیدن به عشقی که د...
فاطمه(س) - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا ای همتای ولایت،حماسه های تاریخ وام دار حماسه ی رشادت و شجاعتت است.ای خاکی سدره نشین و زمینی ملکوتی،ای معنای قدر ،کوثر و دهر...نامت که میu200f آید، ملائک در مقابلت سجده می کنند و (یطهرکم تطهیرا)ذکر لبشان است. فاطمه،ای مادر زلالی و آیینه تمام نمای حقانیت،ای مملوء از نیکی و معصومیت...شفاعتم ...
تصمیم سرنوشت ساز - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا این روزا خیلی کلافه ام،خیلی... باید #تصمیم بگیرم،دو راه دارم.. هر کدوم،خوبیای خودش داره و البته همراه با سختی خدای خوبم،بیشتر از همیشه بهت محتاجم...تنهام نذار..کمکم کن...خدایا،تصمیمم درست ،همراه با خیر و البته رضایتت باشه... آمین
قصه ی پر غصه - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا در مطب، با ماسک در اتاق انتظار با فاصله ی یک متری از چند خانم باردار و سه خانم با بچه ی کوچک،نشستم.دختر گریونم محکم در آغوش گرفتم. چیزی درونم مثل جیوه مرتب می لرزید.دخترم بهونه می گرفت،برای اینکه متوجه ی گذر زمان نشه، واسش قصه ی دونه دونه مامان و بچه های مطب رو تعریف کردم...اینکه،نی نی ای...
ابر محبت - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
ما ابر محبتیم و گل بنده ی ماست عطریم و حریم غنچه آکنده ی ماست خوب است سری به خانه ی گل بزنیم شاید که هنوز تشنه ی خنده ی ماست #آرامش طیبه ایلاقی نژاد ۱۲آذر ۱۴۰۰
وادی دیوانگان - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا عشق در وادی ديوانگان راهی ست زيبا از بس آن ماجرا در پی عشق می شود مالک بود اما در اين پرده همه در بند اسير ان همه زجر و تحمل آه ای خدا، اينک بدان ما را مثال عاشق بی تن که ما سختی کشيديم جسم را با بی کسی تنها نموديم... #آرامش ۲۱ دی ۱۴۰۰
یاد مادر - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا *مادر از نگاه استاد محمد بهمن بیگی: به جز من، همه خواهرانم پسوند بس داشتند. ماه بس، گل بس، دختر بس، قز بس … در چهره رنگ پریده مادر، بیم و امید را میشد دید! اضطراب و ترس را بیشتر… و پدر که مهربان بود و صبوری داشت و کم طاقت می شد… مادر نذر کرده بود و از درویش دوره گرد دعا گرفته بود! شاید ای...
پوتین - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا کم کم شعر مولوی، اینجوری عوض میشه: از پوتین آموز اخلاص عمل مرد روسی دان منزه از دغل هر کجا گر صحبتی از شیر بود معنیش شخصِ "پوتین" نبود! در گذشته بر کریمه دست یافت لشکرش بر مردم آنجا بتاخت خاک آنجا را به خود ملحق نمود طفلکی آنجا دفاع از حق نمود بعد از آن اوکراین بی یاور بدید حمله ای بنمود ...
عبور - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:34
به نام خدا در لحظه های بی عبور که نمی گذرند تو ازمن عبور کردی و از دل من گذر من ماندم با آن نگاه که به سمت تو داشتم تو می گذشتی از من و من چشم از نگاهت بر نمی داشتم چه زیبا شده بودی موهایت در باد غوطه ور شده بود!! و من در تو... #آرامش ۸اردیبهشت ۱۴۰۱