
#آرامشاشعارمتکرارِ غریبانه ی روزهابه نام خداآنه ی عزیزمگاهی در این شلوغیِ دنیا، پشتِ پنجره میایستم و به ابرها خیره میشوم... انگار تو را میبینم که با آن دامنِ قهوه ای، در جنگلِ اَونلی میدوی؛ موهایِ آتِشینت زیرِ آفتابِ جزیره میدرخشد و صدایِ خندهات با باد میآمیزد. امروز دلم هوایت را کرده، دلم هوایِ سادگیِ تو را کرده، هوایِ شجاعتِ بیحاشیهات، هوای مهربانیِ معصومانه ات...میدانی؟ من هم مثلِ تو،... این دنیایِ شتابزدهام.... آن نگاهِ مهربانِ "متیو"ها.... آن سکوتِ فهمیدهای که حرفهایِ نگفتهی د...
ادامه مطلب