
#آرامشاشعارماجباربه نام خدااجبارِ نرم اجبار! بارانی نیست که ناگهان ببارد. اجبار، رطوبتی است که آرام و بیصدا در دیوارهای وجودت نفوذ میکند، تا روزی که ببینی تمام نمایی که میبینی، از جنس آن است.اجبار، وادار کردن تو به راه رفتن روی خطوط موازی زندگی نیست! اجبار، این است که خودت، برای خودت،!!خطوطی بکشی و سپس با تمام وجودت، قدم برداشتن روی آنها را "انتخاب" کنی، انتخابی که در پشت چهرهاش، سایهی سنگین "نباید" و "نشد" و "مجبورم"، ایستاده است.گاهی نجوا میکنی: "راه دیگری نداشتم."و چه تلخ است، وقتی می...
ادامه مطلب